ميرزا شمس بخارايى
254
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
ديزك از نظر وسعت سومين شهر اشروسنه بوده كه نزديكترين روستاى آن فنگان ناميده شده است و در اين محلّ سراها و رباطهاى بسيار بر پا بوده كه مردم سمرقند در آنجا مرزدارى مىكردهاند . يكى از اين رباطها خديس يا خديسر نام داشت كه در سدهء 3 ه . توسط افشين بنا شده است . ترجمهء مسالك و ممالك / 258 ؛ صورة الارض / 230 - 31 ، رضا قلى خان هدايت كه بيشتر سرزمينهاى آسياى مركزى را از نزديك ديده ، در اثر خود موقعيّت شهر را در 11 فرسنگى سمرقند ذكر كرده است . سفارت نامهء خوارزم / 106 . در روزگار امارت سيّد مظفر منغيتى ، اللّه بيك ديوان بيگى حاكم آنجا بود . در سال 1865 م ، ژنرال چرنيايف تاشكند را به تصرّف خود در آورد . امير از پيشروى روسها به داخل خاك خود بيمناك شده ، در برابر آنان واكنش نشان داد و از روسها خواست كه تاشكند را ترك گويند . ولى متأسّفانه ارتش امير بدون برخورد از هم فرو پاشيد و امير بدون هيچ دستاوردى به سمرقند برگشت . چرنيايف در سال 1282 ه . ق / 1866 م ، با استفاده از درگيريهاى خان خوقند و بخارا ، به طرف ديزخ پيشروى كرد . در نبردى كه ميان اللّه بيك ديوان بيگى و ارتش روس رخ داد ، شهر به تصرّف روسها در آمد ؛ ولى روسها آن سرزمين را به روسيه ضميمه نكردند و با دادن خودمختارى داخلى ، دوباره آنجا را به امير بخارا بازگردانيدند ؛ امّا نفوذ خود را در آنجا حفظ كردند . كشكول سليمى / 271 ، 272 ؛ تعليقات تاريخ سلاطين منغتيه / 142 ؛ تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس ، ج 3 / 847 ، 848 . در منطقهء جيزخ معادن گچ بفراوانى يافت مىشود كه در سال 1899 ميلادى از معادن ياد شده ، 192 تن مصالح ساختمانى استخراج كردهاند . استخراج مواد معدنى در آسياى ميانه / 63 . 154 / 4 - برنيد و خوسجان رنه گروسه پژوهشگر فرانسوى در كتابش امپراتورى صحرانوردان زير عنوان « الحاق كاشغرستان به امپراتورى منچو » از اين دو تن - كه حكومت آنجا را در دست داشتند - به نام « خواجه جان » و « خواجه برهان الدّين » ياد كرده است و چنين مىنويسد : « كاشغرستان كه پايتخت آن « يار قند » بود ، در سال 1755 م ، نوعى دولت مسلمان بود كه در دست